سبک مینیمالیسم

سبک مینیمالیسم

سبک مینیمالیسم
دامنه استفاده از هنر مینیمال به لوازم منزل محدود نمی شود، یک معمار یا طراح ممکن است به سادگی با استفاده از ایده های مینیمال به طراحی اتاق های یک منزل یا کل یک ساختمان بپردازد، دیوارها را بدون کوچکترین انحناء، بدون استفاده از رنگ به صورت Transparent می سازد و ... به عبارت دیگر در این سبک طراحی، هنرمند یا مهندس کوچکترین تلاشی برای استفاد از جزئیات به منظور زینت دادن کار نمی کند و سعی می کند با حداقل امکانات بیشترین بهره را ببرد.
ادامه مطلب عکس ها و مطالب جالب و خواندنی را برای شما آماده کرده ایم + 54 عکس با کیفیت و بدون برچسب کافی نت کالج ......

مینیمالیسم یک سبک مورد استفاده در هنرهای مختلف، به خصوص نقاشی، موسیقی و ادبیات است که از دهه 1960 به طور رسمی شکل گرفت. در این سبک هنری، المان های سازنده اثر تا حد ممکن به سمت المانهای پایه ای تنزل پیدا می کنند.

هنر مینیمال از مهمترین حرکتهای هنری پس از جنگ جهانی دوم به شمار می آید که در آمریکا شکل گرفته است و تاثیر بسیار زیادی در فعالیت های طراحان، معماران، موسیقی دانان، نقاشان، نویسندگان و ... گذارد. 

نقاشی مینیمال:

یک اثر نقاشی مینمال عمومآ از اشکال ساده هندسی تشکیل شده است که در آن تعداد بسیار محدودی رنگ مشاهده می شود. مارک روتکو (Mark Rothko) از صاحب سبک های این هنر در نقاشی می گوید :

"من یک نقاش آبستره (Abstract) نیستم و علاقه ای به ارتباط میان رنگ ها و شکل ها ندارم. تنها چیزی که برای من مهم است بیان احساسات ساده و اولیه انسان در رابطه با سرنوشت، بدبختی، شادی و ... است؛ نقاشی باید معجزه آسا باشد."

امروزه  در طراحی انواع لوزام منزل نیز تاثیر این هنر را بخوبی قابل مشاهده است. این سبک از طراحی لوازم منزل بر خلاف سبک های قدیمی تر ساده ترین شکل ممکن را داراست و جالب اینجاست که بسیاری از مردم از داشتن آنها لذت می برند. 

 

سبک مینیمالیسم


ادبیات مینیمال:

نویسنده این سبک هنری با پرهیز از به کار بردن قیود و دیگر اطلاعات غیر ضروری، علاوه بر اینکه داستان خود را ساده و کوتاه تر می کند به خواننده این اجازه را می دهد که در بسیاری از موارد خود قسمت هایی از داستان را با دیدگاه شخصی تصور یا درک کند و او را مجبور می کند که در قسمتهایی از داستان تصمیم بگیرد و مسیری را برای ادامه انتخاب کند.
شخصیت هایی که در این گونه داستان ها یا رمان ها وجود دارند عمومآ افراد عادی هستند و در میان آنها هرگز یک شاهزاده، یک کارگاه بسیار باهوش، یک فرشته زیبا و ... پیدا نمی شوند. 

 

سبک مینیمالیسم


فلسفه مینیمال:

مینیمالیسم پا را فراتر از هنر گذاشته و حتی فلسفه را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است. مینیمالیسم در فلسفه معتقد است که معدود نیازهای انسانی برای زندگی کافی است و افرادی که پیرو اینگونه تفکری هستند در سادگی زندگی می کنند و ساده تر از دیگران می توانند خود را خوشبخت احساس کنند.

رهبران این سبک از فلسفه همواره پیروان خود را تشویق می کنند تا از چیزهایی که به آنها بسیار علاقه دارند صرفنظر کنند و یاد بگیرند که در سادگی و نبود مادیات زندگی کنند.


مینیمالیسم

مینیمال در سینما: 

مینیمال در سینما در اوایل دهه ی ۶۰ مطرح شد. محدودیت در به کار بردن پوزیشن های دوربین  "به کار بردن بازیگران غیر حرفه ای (این ویژگی بیشتر مربوط به مینیمالیست های سنتی می شود)"  تکنیک فی البداهه گویی بازی کردن و ... 
یکی از مینیمال گرا ترین سینما گران حال حاضر «جیم جارموش» می باشد. در ایران هم میتوان به عباس کیارستمی و  مانی حقیقی اشاره کرد.

 

سبک مینیمالیسم


موسیقی مینیمال:

قرنها بود که بسیاری از موسیقیدانان سرکش و جسور از نحوه حرکت و جهت پیشرفت موسیقی احساس نارضایتی می کردند. آنها معقتد بودند که هنر موسیقی نباید به سمتی برود که در آن تکنیک های غیر ضروری - یا بقول آنها آرتیستیک - بر نفس موسیقی غلبه کند.

سرآغاز انقلاب و پیدایش این تفکر در موسیقی با مدرنیسم آغاز شد. پیر بولز (Pierre Boulez , 1925) و کارلهینز اشتوکهاوزن (Karlheinz Stockhausen , 1928) از جمله هنرمندان فرانسوی و آلمانی بودند که سبک خاصی از موسیقی که سریالیسم (Serialism) نامیده می شد را پایه گذاری کردند، موسیقی ای که پایه و اساس آن تکرار بود.

از دیگر موسیقیدانان مدرن جسور می توان به جان کیج (John Cage) اشاره کرد که معتقد بود موسیقی می تواند بر اساس اتفاق یا شانس نیز ساخته شود. در این سبک از موسیقی که Aleatory Music نامیده می شود بسیاری از پارامترها هنگام اجرا به بخت و اقبال واگذار می شود.

پس از آن به دنبال بوجود آمدن حرکتهای هنری مینیمال در دهه 60 گروهی از موسیقیدانان جوان تصمیم گرفتند تا در ساخته هایشان، استفاده از پیچیدگی در فرم ها و فرمول های هارمونی و ملودی را کنار بگذارند و موسیقی هایی ساده تولید کنند. آنها از الگوها و قوانین ساده ای که قبل از سالهای 1600 میلادی استفاده می شد، برای اینکار سود جستند.

تکرار و ماندن بیش از حد در یک ریتم، یک ملودی یا موتیف، یک آکورد، یک تمپوی ثابت و ... بدون کوچکترین تغییری برای مدت طولانی از جمله ویژگی کارهای این موسیقیدانان بود.

نتیجه چیزی نبود جز تاکید بر صدای حاصله از موسیقی (نه ریتم یا ملودی و ...)

مونت یانگ (La Monte Young)، تری رایلی (Terry Riley)، استیو ریچ (Steve Reich) و فیلیپ گلس (Philip Glass) از جمله موسیقیدانان آمریکایی پیرو این سبک هنری هستند که بین سالهای 1935 و 1937 به دنیا آمده اند.

 

سبک مینیمالیسم

 و اما معماری مینیمال:

دامنه استفاده از هنر مینیمال به لوازم منزل محدود نمی شود، یک معمار یا طراح ممکن است به سادگی با استفاده از ایده های مینیمال به طراحی اتاق های یک منزل یا کل یک ساختمان بپردازد، دیوارها را بدون کوچکترین انحناء، بدون استفاده از رنگ به صورت Transparent می سازد و ... به عبارت دیگر در این سبک طراحی، هنرمند یا مهندس کوچکترین تلاشی برای استفاد از جزئیات به منظور زینت دادن کار نمی کند و سعی می کند با حداقل امکانات بیشترین بهره را ببرد. 

 

سبک مینیمالیسم


اصطلاح مینیمالیسم در طراحی معمولا” برای مواردی به کار میرود که طراح برای طرحش، تنها از المان های اصلی و ضروری استفاده میکند و سایر چیزهای اضافی که ممکن است بار تجملاتی داشته باشد را حذف میکند. در معماری – و کلا” در طراحی ها – ، مینیمالیسم تحت تاثیر معماران و هنرمندان ژاپنی بود، چراکه این نوع نگرش به طراحی کاملا” با نوع دیدگاه سنتی مردم ژاپن جور در می آید.
احتمالا” اگر از تاریخ معماری مطلع باشید، جمله ی معروف معمار آلمانی پیشگام در معماری مدرن، لودویک میس وندروهه -Ludwig Mies van der Rohe-  را شنیده اید، جمله ای که بعدها مبنای کار بسیاری از معماران دیگر قرار گرفت. جمله ی “Less is more “ شاید جزو ۴ نقل قول معروف در دنیای معماری باشد. این جمله بانی مکتبی شد که کارش کنار هم گذاشتن اجزای اصلی و لازم یک بنا در کنار هم بود، به طوری که این کار در نهایت اوج سادگی خانه را به تصویر بکشد. برای مثال این گروه سعی میکرد با ترکیب کف هایی که به وسیله ی لوله های گرم از زیر گرم میشدند، رادیاتور ها را از محیط خانه حذف کنند، کاری که البته بعد ها هم بدون توجه به ایده ی اولیه اش تا امروز انجام میشود.

من برای درک این مفهوم مشاهده ی کار های تادائو آندو – Tadao Ando – را پیشنهاد میکنم. این معمار ژاپنی در سال ۱۹۷۵ خانه ای طراحی کرد به نام Row House. شاید اولین بار با این خانه بود که بتون به عنوان ماده ای بدون هیچ گونه پوشش در دیواره ها به کار رفت و سختی بتون با گرمی یک خانه پیوند خورد و خوب به شخصه لذت میبرم از این ترکیب کمی نا همگون. حتی ورودی این خانه هم به طرز عجیبی فوق العاده است، ورودی ای که تنها یک روزنه به عنوان در دارد و باقی همه سطح یکپارچه ی بتن است.

 

سبک مینیمالیسم


البته همه ی این توضیحات قرار بود مقدمه ای باشد برای معرفی کار یک گروه ژاپنی که کارش شباهت زیادی با کار معرفی شده ی بالا داشت. این خانه در هیروشیما، برای یک خانواده ی چهار نفری اجرا شده و مانند کارهای آندو از بتن را به عنوان یک پرده برای جدا کردن فضا ها استفاده کرده. حتی برای دیواره های این خانه در حالی از بتن مسلح بدون پوشش استفاده شده است که خود خانه دارای یک اسکلت فلزیست. سقف های طبقات بالاتر هم با فاصله هایی از دیواره های طبقات پایینی قرار گرفته اند و به این وسیله باریکه هایی از نور از این فواصل به داخل خانه می آید.