مقدمه

معماري ژاپن

موقعيت و اوضاع اقليمي سرزمين ژاپن: مجمع الجزاير ژاپن كه در فراسوي كرانه‌هاي شرقي قارة آسيا قرار دارد، در قوس باريكي بطول 3800 كيلومتر بين عرض‌هاي شمالي 25 و 20درجه تا 33/45 ممتد است. اين مجمع الجزاير مشتمل بر چهار جزيرة اصلي و تقريباً 3900 جزيرة كوچكتر است. هنشو، هكايدو، كيوشو، شيكوگو چهار جزيرة اصلي اين كشور هستند.

آب و هواي ملايم، بدليل قرار گرفتن در منطقة معتدله در تابستان و آب و هواي سرد در بعضي مناطق در زمستان، وضع طبيعي و شگفت‌انگيز سرزمين ژاپن نمايانگر تبايني با آب و هواي نسبتاً دلپذير آن است. خط ساحلي اين كشور سنگستاني و شامل بنادر كوچك ولي عالي است، كوهساران، دره‌ها، رودخانه‌هاي تندآب و درياچه‌هاي آب زلال از ديگر پديده‌هاي طبيعي است. مساحت كوهها 71% است، كه فوجي بلندترين آن مبدأ بسياري از الهام‌ها، و دلپذيرترين آسايشگاهها در جوار چشمه‌هاي آب گرم معدني براي مردم ژاپن است.


پيشينه تاريخي ژاپن:

بر اساس افسانه ژاپني، ژاپنيان از تبار الهة خورشيدند، از اين گذشته سرزمين ژاپن نيز مقدس و آسماني به شمار مي‌رود. ريشه‌هاي نژادي مردم ژاپن در هم و مبهم است. پيش از رسيدن ژاپني‌ها به اين سرزمين نژادهاي ديگري در آنجا مي‌زيستند، يكي از آنها نژاد آينو است.

سه عنصر در نژاد ژاپني راه دارند، 1ـ عنصر سفيد ابتدايي همان «آينو» است 2ـ عنصر زرد يا مغولي كه از قرن هفتم ق. م از طريق كره وارد ژاپن شدند. 3ـ عنصر قهوه‌اي كه از شبه‌جزيرة مالايا و اندونزي برخاست كه از اختلاط آنها ملت ژاپن پديد آمد.

به طور كلي مي‌توان تاريخ فرهنگ ژاپن را به پنج دوره تقسيم و بررسي نمود: 1ـ دوران باستان 2ـ دورة آغاز تاريخ 3ـ قرون وسطي 4ـ دورة قبل از مدرنيزه شدن 5ـ دوره جديد

خلاقيت هنري ژاپن رد دوران پيش از تاريخ در حدود (7000 ق. م) آغاز گرديد كه ظروف سفالي از نوع « يايويي» و گنبدهاي بسيار عظيم در دورة كوفون يا تومولي ساخته شد. نفوذ فرهنگ آسيا رد اين زمان به ژاپن كاملاً مشخص است.

آغاز تاريخ را مي‌توان دورة پيدايش فرهنگ بودا نام‌گذارد، با اينكه ژاپن قبلاً زير نفوذ فرهنگ قاره آسيا بود، ولي در اين زمان با ورود آئين بودا فرهنگ آسيايي هم گسترش يافت. اين دوران( فرهنگ بودا) به سه دوره، آزوكا، هاكوها و امپيو تقسيم مي‌شود كه دوران تغيير و تحول تفكر و برخورد ژاپني با فرهنگ كره و چين است.

 

آيين‌هاي ژاپن:

 ژاپني‌ها آئينهاي متعددي دارند كه عبارتند از: مذهب شينتو ( شين تائو)، كنفوسيوسي، بودايي. مذهب شينتو، مذهب بومي ژاپن (شين تائو) است كه ريشه‌اش در باورهايي است كه ژاپني‌هاي باستان به اصالت و پايندگي روح داشتند.

شينتو همراه با معابد خانوادگي و رب‌النوع‌هاي محافظ به شكل يك مذهب در جامعه گسترش يافت، مردم تا قرنها از قهرمانان و هرروان برجسته، خدا مي‌ساختند و ارواح خانوادة خود را پرستش مي‌كردند. سرانجام، افسانه مبدأ الوهيت خاندان امپراتوري يكي از عقايد اساسي شينتو گرديد و در اوايل سدة نوزدهم يك جنبش شينتوني ميهن پرستانه رواج يافت. از آن تاريخ شينتوئيسم به مقام يك مذهب رسمي ارتقاء يافت، و امروزه بسياري از ژاپني‌ها مراسم ازدواج خود را مطابق اين آئين برگزار مي‌كنند.

 


معماري:

معماري در ژاپن هم مانند چين از گودالهاي (چاله) اوليه آغاز مي‌شود و ساختمانهاي ساده با بام كاه گلي و بر روي پايه‌هاي خيزراني محدود مي گرديد. معماري اين سرزمين قطعاً بايستي همگون با اقليم آن باشد كه چنين امري صورت گرفته است، يعني وجود جنگلهاي بسيار و همچنين بارش باران دو عامل هستند كه نقش اساسي در معماري ، بويژه استفاده از مصالح داشته‌اند، كاربرد چوب به عنوان مصالح اصلي و ايجاد سقفهاي شيب‌دار در مقابل بارانهاي سيل‌آساي آن سرزمين حائز اهميت است. نمونه‌هاي خانه‌هاي اوليه( گودالي) از دورة « يايويي» يافت شده است.

معماري ژاپن همانند ساير هنرها مثل نقاشي و پيكرتراشي از مدلهاي چيني پيروي كرده كه سبك دورة تانگ را مي‌توان از روي مجموعه‌هاي معابدي مانند «هوريوجي»، «كندو» يا « توداي‌بي» كه هنوز در ژاپن پا برجاست هستند، بازسازي نمود.

معماري ژاپن پيوندي عميق و منطقي با طبيعت برقرار كرده است. تقريباً تمام مواد ساختماني ريشه گياهي دارند. چونكه درجه حرارت، آب و هواي مرطوب باعث شده كه 90% جزاير ژاپني تحت پوشش گياهي قرار گيرند. الوارهاي گونه‌هاي بخصوصي همانند گياهان مخروطي همچون سدر، كاج، سرو صنوبر براي ساخت اسكلت و استخوان‌بندي ساختمان و از درختاني برگ ريز چون: بلوط، شاه بلوط براي تزئينات منزل در معماري سنتي استفاده مي‌شده است.

كاغذ ساخته شدة درخت توت براي كاغذ درهاي كشويي (شوجي) مورد استفاده قرار مي‌گرفت. چوب خيزران براي ديوارهاي خراطي شده كه روي آن را تركيبي از خاك رس، ماسه و كاه فرا مي‌گرفت. بوريا ( كف پوش) تاتامي مهمترين كفپوشي بود كه از پوشال برنج كوبيده شده و در درون بورياي بافته شده از ني قرار مي‌گرفت، بكار مي‌رفت.

از سنگ در پي و پاية ستونهاي چوبي استفاده مي‌كردند. از گل رس استفاده‌هاي فراواني مي‌شد، علاوه بر كاربرد در روكش ديوارها، براي ساخت يك نوع كاشي جهت سقف نيز مورد استفاده قرار مي‌گرفت.

همانطوريكه اشاره گرديد معماري ژاپني داراي انواع معابد، قصرها، مقابر(آرامگاه) و منازل شخصي است. معماري خانه ژاپني ويژگي خاصي دارد و در كنار آن معماري معابد از جمله بودايي و شينتو هم داراي اصول و قواعد مخصوص به خود هستند. البته ناگفته نماند كه با ورود آئين بودا در سال 552 ميلادي بسياري از سنتهاي كهن ژاپن، از هم گسست و اكثراً هنرهاي ژاپني با هنر چيني در هم آميخت، به ويژه در معماري اين اتفاق چشمگيرتر است.

 

معابد بودايي:

همانطوري كه اشاره شد با ورود آيين بودايي خود به خود معابدي هم براي اين دين پديدار شدند و معماري بودايي ژاپني چنان از مدلهاي چيني پيروي كرد كه سبك گمشده دورة تانگ را مي‌توان از براي مجتمع‌هاي معابدي مانند هوريوجي بازسازي نمود. از طرفي با قبول آيين بودا ساختن تپه‌هاي تدفين از ميان رفت و معابد جايگزين آنها گرديد. زمين ساختماني اين معابد را طوري انتخاب مي‌كردند كه معبد از جهان دنيوي متمايز باشد. اما در عين حال آنها را نزديك محل اقامت مردم مي ساختند، تا آنها براحتي بتوانند به معابد رفت و آمد كنند و ساخت معابد بيست سال وقت لازم داشت مانند « هوريوجي» در جنوب غرب « نارا» و در نزديكي «ايكاروگا» مي‌توان نام برد.

لازم به ذكر است كه دسترسي به معابد يا انتخاب زمين معبد كه توسط مكاتب سري  و مخفي بودايي مثل فرقه‌هاي تيداي و شينگون عصر هيان و فرقة ذن در قرون وسطي انجام مي‌گرفت. اكثر اين فرقه‌ها معبدهايشان در دل كوه مخفي بود و احتياجي به حياط نداشتند . معبد« موروجي» يك معبد كوهستاني بود كه متعلق به سبك شينگون است سقف آن به صورت يك شيرواني پنج طبقه است با يك سالن اصلي كه در قرن ششم آن را ساختند، ساخت شيروانيهاي سه گوش براي معابد خود يكي از علائم فرقه بودايي است كه در قرن دهم اين شيروانيهاي سه گوش براي معابد خود يكي از علائم فرقه بودايي است كه در قرن دهم اين شيروانيهاي پنج طبقه مي‌ساختند.

در دوره‌هاي بعدي طراحي معبد طوري بود كه نخست فضاي آن بزرگتر باشد و دوم تنديس بودا طوري در وسط قرار گيرد كه عبادت‌كنندگان بتوانند دور آن حلقه بزنند. از سري كارهايي كه در اين جا انجام شد، بامهاي دو لايه است بطوري كه بام حقيقي در زير بام دوم قرار مي‌گرفت.

در اواخر قرن دوازدهم ميلادي دو نوع سبك جديد معماري معابد رواج يافت 1ـ ذن شويو 2ـ تنجيكويو. سبك سنتي ژاپني ساخت معبد به عنوان « واي يو» شناخته شد و به تدريج فاصله ميان سه سبك مزبور از بين رفت، و بعدها مي‌توان تركيبي از سه سبك را ديد. براي مثال ويژگي معماري سبك ذن شويو عبارتند از: الف) ظرافت ساختماني، ب) ستونهاي دور معبد، ج) ايجاد يك پنجره يا قاب چوبي.

 

معابد شينتويسم:

 بطوريكه در بالا اشاره گرديد شينتو يكي از آيين‌هاي باستاني ژاپن است كه اكنون پيروان بسياري دارد و حتي بسياري از مراسم ژاپني به شيوه شينتويي انجام مي پذيرد. به همين خاطر داراي معماري خاصي است و براي مشاهدة ساختمان ژاپني به معني اخص واژه، بايد به معابد شينتو ژاپن اشاره نمود. اين معابد به شيوه معمول هر بيست سال يك بار نابود مي‌شدند و رونوشت‌هايي برابر اصل به جايشان ساخته مي‌شد. اين روند از سدة سوم ميلادي تاكنون تكرار شده است.

معبد ايزه بزرگترين معبد آيين شينتو است. اين مرقد در زميني به مساحت 115× 50 متر مربع را در بر مي‌گيرد و با چهار پرچين متحد المركز حصاربندي شده است.

شودن ( يا بناي اصلي معبد) روي صفه‌اي با ستونهاي چوبي بنا شده و بام كاهگلي دارد. ستونهاي جسيم زرين فام، كه از درخت سرو است، بدنه يا ديوار از همان چوب ولي بقدري صيقل خورده‌اند كه به سطوحي بي‌نقص تبديل شده‌اند و رنگ بافتشان تضادي دلنشين با شنهاي پخش شده در حياط اين مجموعه مقدس بوجود آورده‌اند . بام كاهگلي، شيوه مخصوص هنرمند ژاپني، از يك عنصر كارايي ساده به عنصري تغيير شكل داد كه زيبايي كل بنا را تابع خود كرد.

كاهگل كه در مراحل مختلفي دود داده مِ‌شد به صورت بسته مياني، لايه لايه و با احتياط روي هم قرار مي‌گرفت و تعداد لايه‌ها از سمت قرنيز به سمت تيرك افقي بام كاسته مي‌شد. سپس خط پشت‌بام، با استفاده از عنصر تزييني( چيگي) تيرهاي عمودي در قنطه تلاقي شيروانيها، وزنه‌هاي چوبين استوانه‌اي كه عمود بر  ديرك افقي مي‌شدند، بالاتر برده مي‌شد.

تكرارهاي پژواك بخشهاي مختلف بناي اصلي وابسته، پژوهشي آرام در عرصه شكل موزون به شمار مي‌روند. اين معبد و ساير معابد از اين گونه با محيط طبيعي خود، بيان خواص و وقاري است كه به سادگي فوق العاده تناسب‌ها، بافت و شكلهاي دقيقاً برگزيده معماري تاكيد دارد.

 

زيارتگاههاي ژاپني:

در ژاپن بناهايي وجود دارد به نام هاشيرا كه از قديم براي نگاهداري اشياء ساخته مي‌شدند. از جملة آنها ستونهايي است كه دست سازند و سمبل حاصلخيزي. از اين گونه زيارتگاهها مي‌توان به « اميوا» و « مياره» اشاره كرد كه در هر يك از آنها اشيايي نگهداري مي‌شود.

زيارتگاهها معمولاً از سه بخش عمده ساخته شده‌اند: 1ـ محراب 2ـ سالن عبادت 3ـ دالاني مرتبط با دو فضاي فوق. بام مركبي كه اين سه فضا را به هم مرتبط مي‌كرد نمونه‌اي از سبك « گونيكونوك» است. براي نمونه مي‌توان به معبدي از اين نوع بناها در « نيككو» اشاره كرد.

 

خانة ژاپني:

 خانة ژاپني اعم از محقرانه يا با شكوه تا همين اواخر مطابق اصول ساختماني و هنري معابد شينتو و چاپخانة ( بنگريد به صفحات بعدي) طراحي مي‌شد. خانة ژاپني، تقريباً هميشه ارتباطي فشرده با محيط اطرافش دارد و به عبارتي به خلاف معماري ايراني برونگرا است، و در هر جا كه ميسر باشد در داخل يك باغ حصاربندي شده با پرچينهاي خيزراني كه خود يك عنصر زيبايي آفرين است، قرار داده شده است و بدين ترتيب، حتي در شلوغ‌ترين محيط‌ها، گونه‌اي احساس خلوت، و صميميت به ساكنانش القاء مي‌كند. يكنواختي و هماهنگي تناسب‌ها با استفاده از زيرانداز( تاتامي). سنتي بعنوان واحدي براي ابعاد اتاق‌ها تامين مي‌شود.

اين ساختمان‌ها اساساً در چند تير عمودي تشكيل مي‌شود كه بام را روي خود نگاه داشته‌اند. ديوارها به جاي آنكه نقش باربر را داشته باشند بصورت تيغه‌هاي چوبي درآمده‌اند و كشويي حركت مي‌كنند. اين تصور، تئوري معماري غربي را دستخوش انقلابي كرد.

اتاق و مراسم چاي‌خوري ژاپني: نفوذ آيين « ذن» از مرزهاي نقاشي بسي فراتر رفت و در دورة « آشيكاگا» به پيدايش چاي‌خوران( چايونو) كمك كرد. اين رسم يگانه، دريچه تازه‌اي براي عرضه محصولات هنرمندان و صنعت‌گران ژاپني و در اندك زماني بدل به نهاد اجتماعي بزرگي شد كه در اختيار اشراف قرار گرفت. در باغهاي اين دوره چايخانه‌هاي مخصوص ساخته مي‌شد.

اتاق چاي بسيار كوچك طراحي شده بود و سادگي از هر گوشه‌اش را احساس كرد. حتي نماي بيروني آن را طوري طراحي كرده بودند كه با فضاي طبيعي باغ متناسب باشد. غالباً يك راه سنگفرش از ميان قنديل‌هاي خزة پوشيدة سنگي مي گذشت و به دري مي‌رسيد كه در آنجا ميهمانان پس از شستن دستهايشان در يك چشمه طبيعي از درگاه كوتاهي وارد مي‌شدند. در آنجا ميزبان و گروه چهار نفرة ميهمانان در فضايي آكنده از سادگي بي‌پيرايه، كنار هم مي نشستند و اين اتاق كه براي ايجاد احساس صميميت مناسب بود. شكلي چهارگوش داشت و تنها شكستگي‌اش شاه‌نشيني بود كه با يك نقاشي تزيين شده بود.

در تزيين اتاق سعي بر احترام به طبيعت رعايت مي‌شد. اتاق را از چوب رنگ نشده مي‌ساختند. تيرهاي نگاهدارنده، را طوري مي‌آراستند كه شكل طبيعي خود را از دست ندهد و گردي و گره‌هاي طبيعي خود را داشته باشد. بقية سطوح چوب را بقدري مي‌سائيدند و صيقل مي‌دادند كه زيبايي رگه‌ها و بافت‌هاي چوب ظاهر مي‌شد. سادگي، رنگ، لعاب و بافت ظروف احساس معصومانه‌اي به نمايش گذاشت.

مراسم چاي‌نوشي مجموعه‌اي از حالات و موضوعات را بر همة حاضرات تحميل مي كرد و از اختلافات جلوگيري مي‌كرد. و هر شيئي كه در اين مراسم بكار برده مي‌شد با نهايت دقت برگزيده شده بود. ميزبان يك جام چايخوري، يك ظرف گلي، يك سيني لاكي يا ظرف مخصوص ديگر را ترجيح مي‌داد.

كن( مدولارفضاهاي ژاپني): در معماري ژاپني مقياس يا پيموني وجود دارد كه بر اساس آن ساختمان را بنياد مي گذارد. شاكو واحد اندازه‌گيري سنتي ژاپن در اصل از چين آمده است. اين واحد تقريباً معادل پاي (فوت) انگليسي بوده و قابل تقسيم به واحدهاي اعشاري است. كن واحد ديگر سنجش در نيمة دوم قرون وسطي در ژاپن بود، اين واحد در ابتدا براي فاصلة بين دو ستون بكار مي‌رفت. كن اندازه‌هاي مطلق و غير مشروط بود. اين واحد نه تنها براي سنجش ابعاد و فضاها بلكه به صورت مدولي زيبا در سازه، مصالح و نماي معماري بكار مي‌رفت و به آنها نظم مي بخشيد.

دو روش طراحي با شبكة مدولة كن توسعه يافت: الف) روش ايناكا ـ ما: شبكه كن (6 شاكو) فواصل آكس تا آكس ستونها را تعيين مي‌كرد. بنابراين اندازة مقرر حصير كف اتاق تاتامي (6×3 شاكو يا 1× كن) به خاطر احتساب ضخامت ستونها فرق مي كرد.

ب) كيوما: حصير كف ثابت باقي مي‌ماند( 30/6 ×15 شاكو) و فاصله ستون ( مدول كن) بر حسب اندازه اتاق بين 4/6 تا 7/6 شاكو تغيير مي‌كرد.

ابعاد اتاق توسط تعداد حصيرهاي كف آن تعيين مي‌شدند. اندازة حصير كف در اصل براي جاي دادن به دو انسان در حالت نشسته يا يك انسان در حالت خوابيده طراحي مي‌شد. ارتفاع سقف ( شاكو براي هر اتاق برابر است: 3/0 ( تعداد حصيرهاي موجود در آن اتاق) در نمونة خانه ژاپني كن، سازه و همچنين رديف اتاقهاي تو در توي الحاقي را تنظيم مي‌كند. اندازة نسبتاً كوچك مدول به فضاهاي مستطيل شكل امكان مي‌دهد كه آزادانه به صورت خطي، نامنظم يا مجموعه‌اي آرايش يابند.

معماري ژاپني را نمي‌توان به صفت بزرگ توصيف كرد، زيرا ديو زلزله چنين اراده نموده است. ژاپني، ديوارها و بامهاي سنگي بلند نمي‌سازد، تا مبادا هنگامي كه زمين، چيني بر جبين خود مي‌اندازد، عمارت فرو ريزد. از اين جهت خانه‌ها از چوب ساخته مي‌شود و بندرت از يك يا دو طبقه در مي‌گذرد. بر اثر آتش‌سوزيهاي پياپي و اوامر مكرر دولت، شهرنشيناني كه بنية مالي دارند، سقف كلبه‌ها و كاخهاي چوبين خود را سفالپوش مي‌كنند. اشراف، كه از داشتن عمارت بلند، آسمان خراش محرومند، در ساختن خانه‌هاي عريض و طويل مي‌كوشند، هر چند كه، بنا بر يك فرمان امپراتوري، وسعت مسكن نبايستي از 200 متر مربع بيشتر باشد. كاخي كه از يك عمارت تشكيل شده باشد در ژاپن نادر است. هر كاخ معمولاً شامل يك ساختمان اصلي و چند ساختمان فرعي است، و راهروهايي سرپوشيدة اين ساختمانها را، كه براي واحدهاي متفاوت خانواده گسترده شده‌اند، به يكديگر مي پيوندند. براي غذا خوردن و خفتن و نشستن، اطاقهاي متعدد به كار نمي‌رود. هر اتاق براي هر كار مناسب شمرده مي شود، زيرا مي‌توان در عرض چند دقيقه ميز غذا را بركف حصيرپوش اتاق قرار داد، يا رختخواب را از نهانگاه بيرون آورد و در اتاق گسترد. ديوارهاي اتاق قابل حركتند. حتي ديوارهاي خارجي اتاق را مي‌توان از جا بركند و از آفتاب يا هواي خنك شامگاهي استفاده نمود. پرده‌هاي كركره مانند زيبايي از جنس خيزران اتاقها را از سايه برخوردار مي كند، و از نگاههاي ديگران محفوظ مي‌دارد. پنجره نوعي تجمل به شمار مي رود، و در خانه‌هاي فقيران، آفتاب فقط از شكاف ها و روزنه‌هايي كه در زمستان با كاغذ روغني پوشانيده مي شود، به درون مي‌آيد. بناهاي ژاپن ناظر را به اين فكر مي‌اندازد كه معماري ژاپني از مناطق استوايي برخاسته و به جزاير ژاپن، كه تا منطقه‌هايي سردسير چون « كامچاتكا» گردن كشيده است، آمده است. خانه‌هاي ظريف و سادة شهرهاي جنوبي، زيبايي و سبكي خاص دارند و براي فرزندان خورشيد، كه روزگاري مردمي پرنشاط بودند، مساكني شايسته محسوب مي‌شدند.»

از ديگر فضاهاي معماري ژاپن بايد به كندو كه تالاري طلايي و از معماري چيني تقليد شده است اشاره كرد و همچنين به كاخها و دژهاي ژاپني كه معماري در خور توجهي دارند مي‌توان به كاخ ناگويا كه در دوره موموياما ساخته شده اشاره نمود. در پايان بايد از پاگوداها هم در معماري  ژاپن ياد كرد زيرا از اهميت خاصي برخوردارند. پاگودا شرقي معبد ياكوشوجي از اين نمونه‌ها هستند.

قلعه ژاپني كاملاً  متأثر از معماري بومي و سنتي ژاپن است. دژ سفيد يكي از اين بناها است كه در پي سازي‌آن عمده ترين مصالحي كه بكار گرفته شده سنگ است و بنا پنج طبقه است كه نماي آن به رنگ سفيد اندود شده و به همين دليل آن را دژ سفيد نامگذاري كرده‌اند.


نتيجه‌گيري

در معماري ژاپن اهميت خاصي به فضاي سبز داده مي‌شود به طوري كه خانه‌ها و سكونت‌گاه‌هاي خود را در ميان و در مركز فضاي سبز و طبيعت اطراف سكونت‌گاه قرار مي دادند.

در معماري ژاپن فضاهاي داخلي از اهميت زيادي برخوردارند به طوري كه اتاق چايخوري در سنت ژاپني حتماً بايد در طراحي خانه در نظر گرفته شود و نحوة ارتباط اتاق چايخوري بايد با فضاي بيرون ارتباطي مستقيم داشته باشد، همچنين ساده بودن فضاي داخلي خانه به دليل نبود ديوارهاي باربر و استفاده نكردن از مصالح سنگين باعث اين امر شده كه دسترسي به فضاهاي داخلي مكان آسان‌تر شود و فقط با ديوارهاي متحركي كه با چوب و كاغذ ساخته شده‌اند فضاها را از يكديگر جدا مي‌كنند.

در معماري ژاپن با توجه به آيين‌ها و مذهب هاي آنان معابد و قلعه‌ها شكل مي‌گيرد و مذهب نقش مهمي را در معماري ژاپن ايفا مي كند و با توجه به مذهب‌هاي مردم آن زمان معماري همان دوره شكل مي‌گيرد.


منابع و مآخذ

1ـ جمعي از استادان دانشگاه‌هاي ژاپن، تاريخ فرهنگ ژاپن( دورنما)، وزارت خارجه كشور ژاپن در تهران، بي‌تا، ص1.

2ـ مرتون اسكات، تاريخ و فرهنگ ژاپن، ترجمه: مسعود رجب‌نيا، تهران، اميركبير، 1364 ، ص11 و 14.

3ـ ش . دولاندلن، تاريخ جهاني، 2ج، ج1، ترجمه : احمد بهمنش، تهران، دانشگاه تهران، 1364، ص331.

4ـ تاريخ فرهنگ ژاپن، ص3.

5ـ بنگريد به: تاريخ تمدن، ج1، مشرق زمين گاهواره تمدن، صص898 ـ 896.

6. Henri stierlin, Architeture of the world Japan, Benedikt taschen, P.88.

7. Ibid. p.90.

8. Terwin copplestone, world Architeture, 1977 , p.p. 110-116.

9. هلن گاردنر، هنر در گذر زمان، ترجمه: محمدتقي فرامرزي، تهران، نگاه و آگاه، 1370، ص740.

10ـ همان كتاب، صص741 ـ 740.

11. What is Japanese Architeture, P.55.

12ـ گاردنر، همان، ص735.

13ـ همان كتاب، همانجا.

14ـ فرانسيس دي‌چينگ، معماري، فرم ، فضا، نظم، ترجمه: زهره قره گزلو، تهران، دانشگاه تهران، 1370 ، صص321 ـ 320.

15ـ همان كتاب، صص322ـ 321.

16ـ ولي دورانت، مشرق زمين گاهواره تمدن، صص955 ـ 954.


فهرست مطالب

عنوان                                               صفحه

چكيده 1

مقدمه 2

پيشينه تاريخي ژاپن 3

آيين‌هاي ژاپن 3

معابد بودايي 6

معابد شينتويسم 7

زيارتگاههاي ژاپني 8

خانة ژاپني 9

نتيجه‌گيري 13

منابع و مآخذ 14